ابراهيم عاملي ( موثق )
244
تفسير عاملي ( فارسي )
همين مطلب و تأكيد آن است از طريق عكس نتيجه كه كفر و نافرمانى دورى از حقّ است با اختيار و عقل ، و با اينكه كافر در طبيعت و نهاد خود به خداوند مربوط است ولى خود را از او جدا كرده است . 2 - جمله هاى « فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ تا آخر » باز همين مطلب را تأكيد مىكند كه عمل زشت آنها موجب لعن شده است ، و ما اثر اين طور كار و فكر را قساوت قلب قرار دادهايم كه خود بميل خود وسيله ى لعن و قساوت فراهم كردهاند ، و سود حقيقى را فراموش كردهاند . 3 - جمله هاى « فَأَغْرَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ » تا آخر توصيف دسته ى ديگر از مردم منحرف است كه نتيجه ى پيمان شكستن ، يعنى از قانون طبيعت دست برداشتن ، و از راه فكر و عقل و مبارزه ى با هوى و هوس باطل منحرف شدن موجب مىشود كه آنچه از معلومات خود با عقل و خرد و تجربه فراهم كرده است ، و آنچه از كتاب و مدرسه بدست آورده همه را ناديده انگاشته و خود را از سود آنها محروم كند ، و دنباله ى آن پيدايش دشمنى است و كينه توزى ميان خود آنها ، و كلمات « إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ » ميفهماند : تا هر وقت فكر و عمل اين گونه مردم به ميزان عقل و سنجش نباشد و با تعصّب و خواهشهاى نفسانى زندگى كنند ، عداوت و كينه توزى باقى است اگرچه بقيامت منتهى شود . 4 - ظاهر كلمات « إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ » ميفهماند دشمنى و كينه توزى ملتها تا قيامت باقى است ، ليكن معلوم است : چون علَّت دشمنى پيمان شكنى است و از ياد بردن سفارشهاى پيغمبران پس هر وقت به خود آمدند و از كجروى پشيمان شدند ، دشمنى و كينه توزى با يكديگر نخواهند داشت . 5 - اين آيات ملَّتهاى مسيحى و يهود را توصيف مىكند و سرنوشت آنها را مينماياند ، لكن از اين سه آيه همان مفاد عموم آيات كه پنداشت و عبرت فهميده مىشود كه نتيجه ى تعصّب و بيراهه پيمودن دشمنى است و گرفتارى در دنيا و آزار در عالم ديگر ، و معلوم است : اين خاصيّت و اثر ، طبيعى است و منحصر بيك ملَّت و مذهب نيست ، و هميشه اينجور فكر و كار همين نتايج را دارد ، اينك جاى دقّت و پرسش است كه در اين دوران كدام ملَّت مشمول مفاد اين آيات هستند ؟ در درجه اول همين مردم هستند كه ادعاى پيروى مسيح و انتساب به آن حضرت دارند ، و